محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

259

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

دولت ظفر پناه ؛ يعنى وليعهد سلطنت سليمان شاه - طال بقاه - با امرا و اعيان و اشراف دولت و مملكت ، پدر عالى گهر غضنفر سير خود را استقبال نموده ، در هنگام ملاقات پاى فتح اثر پدر شهامت مقرّ را بوسيد . حضرت سلطان البرّين و خاقان البحرين خادم الحرمين الشريفين نيز ، فرزند ارجمند خود را در آغوش كشيده ، از پيشانيش بوسه گرفت و مضمون جمع الشّمس و القمر ظاهر گشت . ملتزمين ركاب طرفين نيز به دست بوسى شتافته ، مثل مجمع البحرين ، اهالى جانبين ، ملاقى به همديگر شده ، معايده گرديد و تهنيت سفر بىخطر را خواندند و گرماى تابستان به خصوص اسد را در ييلاقات و شكارگاه‌هاى ادرنه و در اطراف و اكناف مماق پيكارى و مصاحبت علما و فضلا و ادبا و شعرا گذرانيده ، گويا تلافى از زحمات مسافرت مديده مىفرمودند . باز از تفتيش و تجسس احوال مملكت ، آنى غفلت نورزيده ، پىدرپى احكام به حكام و روزنامه‌نگار به ولايات فرستاده ، مؤكدا غدغن فرمودند كه مفسدينى را كه از براى اغفال و اضلال اهالى آناطولى و روم ايلى ، شاه اسماعيل به اين ممالك فرستاده بود ، به دست آورده بلا امان بسزا برسانند و هر تاجرى كه با ايرانيان معامله داشته ، اموال او را ضبط كنند و از هر صنف از قضّات و عمال و ساير نوكر باب كه خلاف شرع و قانون حركت ديده شده و مىشود ، روزنامه نگاران بعد از تفتيش و تحقيق به عرض عالى برسانند . اين حكام كه به ولايات رسيد ، چندين تاجر نامدار از اكابر تجّار به بهانهء معامله با ايرانيان گرفتار عقاب و عتاب و مؤاخذه و عذاب گرديدند . اما روزنامه‌نگاران كه از ولايات برگشتند ، به وضوح پيوست كه مستوفيان و عمال ماليات به اسامى مختلفه ، ماليات مقننه رعايا را افزوده و از وكلاى صاحبان تيولات كه تماما سپاهى و در سفر بوده‌اند ، به اسم تفاوت عمل تيول ، مبالغى دريافت كرده‌اند . و از آن طرف حكام عرف به شلتاق از دولتمندان جرايم گزاف گرفته‌اند و قضّات نيز بالوندان همدست شده ، بلاد سواحليه را چاپيده‌اند . حضرت خداوندگار كه رقّت قلب چيست [ را ] نمىدانستند ، از اين فقرات كه اطلاع يافتند ، اوقاتشان تلخ شده ، احوالشان به هم خورد و بىاختيار دموع تأسّف و ترّحم از چشمانشان جارى شده ، فرمودند كه باعث اين همه بلايا اردبيل اوغلى است كه اگر تبديل مذهب نكرده و مال و عرض و جان مسلمين را به مهلكه نينداخته و شرايط و شرافت و عزّت نفس چيست ، دانسته بود ، سليم با او چه كارى داشت و از براى چه ، باديه‌ها را طول مدّت پيموده ، ممالك معموره‌اش را به دست جمعى از بىدينان اسلام صورت و خائنان دولت و ملت ، تسليم نمايد كه نبودن او را و اغفال اردبيل اوغلانى را فرصت غنيمت شمرده ، به سرّ ودايع ربانيه اين بليّه را آورده ، مملكت را ويران و اهالى را دچار فقر و فاقه و پريشان نمايند . بنابراين احكام سخت به ولايات فرستاده ، از آن قبيل اشخاص را تماما از نوكرى و مأموريت معزول و غالب آنها منكوب و مقتول و اموال مدّخره و املاك معموره ايشان را از براى ديوان اعلى ضبط و